دلツ

دلツ

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!
اینجا گم که مى شوى
به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند.
:)

لوگوي وبلاگ دل

دلم تنگ شده برای محمد جواد که اینقدر سر به سرش گذاشتم که هر وقت مرا می دید میگفت این دیونه است :)... دلم تنگ شده برای امیر رضا که موهایش را در حدی بلند کرده بودند که اکثرا فکر میکردند دختر است و هر وقت من رو می دید تازه یادش می افتاد و می آمد جلویم وای می ایستاد انگشت های اشاره اش را به هم میزد و میگفت الو(منظورش از الو این بود که گوشی فلک زده ام را بدهم و عکس هایش را نگاه کند و آهنگ گوش کند) و من هم سر به سرش می گذاشتم و گوشی رو سمتش می بردم و میخواست بگیرد زود میکشیدم انقدر این کار را میکردم تا گریه میکرد و خودش رو به بغل مادرش می انداخت و آخر سر رضایت می دادم که الو رو به دستش بدهم :)... دلم تنگ شده است برای نگاه که هر وقت میخواستم جذبش کنم برایش میگفتم چه خشگل شده این دختر و وقتی حرف از لاک هایش می زدم اینگار که ملکه این سرزمین است و وقتی که مادرش در دور و برش نبود اینگار من مادر دومش می شدم و از کنار من تکان نمی خورد و هر کس چیزی بهش میگفت اینگار که بخواهند بدزدنش به بغل من پناه می آورد و دست هایم رو دور خودش گره می زد اما باز هر وقت مادرش بود سر به سرش میذاشتم و میگفتم نگاه ، نگا و در این وقت بود که فکر کنم این دختر نمی خواست سر به تنم باشد :)...دلم تنگ شده برای سلماز که بعد از یک هفته  آنچنان دوستانی برای هم شدیم که هیچ کس باورش نمیشد بلندای عمر دوستیمان حتی یک هفته هم نشده است ...کارمان شده بود آرام دم گوشی حرف زدن و خندیدن  با صدای بلند که دلمان هم نمی خواست به احدی علت خنده هایمان را بگوییم:)... دلم تنگ شده به سوتی هایی که با سلماز هنگام حرف زدن با گوشی میدادیم و هنوز کسی جز ما دونفر از آن سوتی ها خبر ندارد و علت بیشتر خنده های یواشکیمان بود:) ... دلم تنگ شده برای رویا خانم مدیر دفتر که هر وقت صبح می رفتیم (8 صبح) سلماز سرش را روی شانه ام میگذاشت ومن سرم را روی سرش و با چشمانی خواب آلود به آوردن مواد لازم برای صبحانه که رویا خانوم سر میز می آورد نگاه میکردیم و حوصله رفتن سر میز و خوردن صبحانه را نداشتیم ، رویا خانوم میگفت شما دونفر مثلا اسمتان را گذاشته اید جوان؟! خودتان را جمع کنید بیاید صبحانه بخورید درست است 50 سالم است اما دیگر برایتان لقمه نمی گیرم :)... دلم تنگ شده است برای رویا خانوم که هر بار پشت من و رویا در می آمد و ما هم جرات میکردیم چشم همه را در بیاوریم و کسی جرات گفتن ابرو بالای چشمتان است را نداشته باشد:)... دلم تنگ شده برای زهرا خانوم که هر وقت کارمان با تلفن بود برایمان چای می آورد با بیسگویت و کاکائو... و وقتی که یک روز نیامد ما تازه فهمیدیم که بدون زهرا خانوم هلاک میشویم :)...و دلم حتی برای خانمی که من و سلماز به خاطر رفتارش ازش بدمان می آمد و لقب عشقمان را بهش داده بودیم تنگ شده :)...دلم تنگ شده است برای شهناز ومعصومه خانوم که هر بار میدیدمشان دلم میخواست که عمه های من بودند به جای این که عمه های حمیده باشند راستش حسودیم میشد برای حمیده اینقدر با من مهربان بودند که .... :).. دلم برای کسی از دیار خودم هم تنگ شده :)

+ نوشتم تا اگر روزی یادم رفت همه این دل تنگی ها اینجا را بخوانم:)

+ عکس محمد جواد ،امیر رضا و نگاه را خواهم داشت تاشاید اگر روزی دیدمشان به یادبیاورم :)

+ ولبخند جمله آخر کنایه ای بیش نبود :)

  • asra ツ..

نظرات  (۱۱)

  • محسن رحمانی
  • قشنگ بود.

    یعنی قشنگ نوشتی.

     

    گویم که:
    میدونم : دی
  • محسن رحمانی
  • مگه حالا پیششون نیستید؟
    گویم که:
    نه:(
    امیدوارم دوستیت با سولماز پایدار باشه [ لبخند از ته دل]
    و اینکه منم دلم واسه رویا خانوم تنگ شد :دی اصن رویاها ماهن :دی
    بذار بذار من نی نی دوست :)))
    گویم که:
    لبخند از ته دلت تو حلقت :|
    اصن رویا ها رویاهای منن دیگه چه میشه کرد [چشمک]:)))))
    من نیز تو را دوست : دی
    دلت برای من تنگ نشده:|
    گویم که:
    بزا فکر کنم بعدا در اسرع وقت بهت جواب میدم :|
    پاشو برو آب بیار تو حلقم گیر کرد :/
    تو رویاهات منم هستم یا نع؟ :))))
    من تو را ندوست :دی
    من فقط نی نی دوست :دی
    گویم که:
    با انگشتت بزن بره :|
    شما؟:)))
    من نیز تو را نی نی فرض کرد و دوست داشت :|
    حالا با هم آشنا میشیم :/
    آها باعش :دی
    گویم که:
    نه شما ؟:|
    حالا کل عید نبودم میفهمی من کیم :/

    گویم که:
    باز یادم نمیاد شما ؟:|
    بذا دهنم بسته بمونه الان اونور نشستی نیشت بازه هی شما شما راه انداختی :|
    منو به لقب بوس کپی کنم میشناسن :دی


    گویم که:
    دهنت بازم میشه یعنی ؟ یعنی این توانایی رو هم داره؟: دی
    من نیشم بسته اس من دختر سر سنگینیم -_-
    من مثه توام دیگه بسته نمیشه دهنم وگرنه خداروشکر همیشه بازه :|
    آره جونه عمه شیشمیت :/
    از بحث اصلی منحرف نشیم :دی
    شما؟ :|
    گویم که:
    من جودی ابودم شما؟:|
    به جا نمیارم شما؟ :|
    جودی آبود نمیشناسم من :/
    گویم که:
    عمه منی دیگه : دی
    اااااااا راس میگی :)))))
    خب مشکل حل شد تا درودی دیگر بدرود :))))
    تا شنبه :))
    گویم که:
    بدرود رویا جیغ جیغو :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">